هورامان
تاريخ : ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ | ۰۹:۱۲:۲۳ | نویسنده : شمس

در اوستا هور به معناي خورشيد است و هورامان يعني جايگاه خورشيد. همچنين هورامان از دو واژه هورا به معني اهورامزدا ومان به معني خانه و سرزمين تركيب يافته و معناي آن سرزمين اهورا مزداست.

يك معني جديدتر كه اگر چه با مسماست اما نمي توان ريشه تاريخي براي آن پيدا كرد اين است كه هورامان به معني بلند شده يا برگزيده شده مي باشد.اگر به جغرافياي هورامان توجه كنيم درمي يابيم كه اطراف اين سرزمين را از چهار طرف چهار دشت محصور كرده است.از شمال منطقه همواركردستان ومريوان ، از جنوب دشت ذهاب ، از شرق دشت ماهيدشت واز غرب دشت شاره زور يا شهرزور.ودر وسط اين چهار دشت منطقه كوهستاني وصعب العبور وجنگلي هورامان قرار گرفته است.

.

 تاريخ

تاريخ هورامان به زمان سلسله پيشداديان برمي گردد.هرچند كه از آن تاريخ اطلاع چنداني دردست نيست با اين حال اهالي هورامان خود را ازنسل اردشير دراز دست ملقب به بهمن فرزند اسفنديار مي دانند.

درتواريخ مذكور است  كه اين منطقه همچون ديگر مناطق كردستان تا قرن 11 ق.م تحت سلطه دولت بابل بود. درزمان تگلات پالاسر اول(1100-1115 ق.م) سپاه آشور به ارمنستان حمله برده آنجا را فتح نمود سپس به حوالي درياچه وان سپاه راند بعد از او آراد نيراري وفرزندش آشور باني پال حملات اورا ادامه دادند ولي نتوانستند از كوههاي زاكرس عبور كنند تنها توانستند منطقه هورامان را فتح نمايند. هورامان مدتها تحت سلطه دولت آشور بود .

 دراين دوران بود كه حروف ماسي موراتي درميان كردان رواج داشته وبا اين حروف كتابت نموده اند كه تا قرون اوليه اسلام هم دربين هوراميها اين خط رايج بوده است(تاريخ مردوخ).

در حدود قرن سوم پيش از ميلاد اسكندر مقدوني به ايران حمله برد وتمام ايران رابه آتش كشيد . هورامان از اين غائله مستثني نبود .اما هورامان تنها جايي بود كه بصورت جدي دربرابر سيل خروشان سپاه اسكندر مقاومت كرد و مقاومت دلاور ايراني آريوبرزن كه با پرتاب سنگهاي عظيم در تنگه دربند دزلي برروي سپاهيان اسكند موجب تلفات فراواني براي آن سپاه شكست ناپذير بود ، دركتابها مسطور است.

سپاهيان سلوكي بعد از تسلط برمنطقه درصدد محوكردن آثار تمدن ايران وجايگزيني فرهنگ يوناني برآمدند .تمام آتشكده ها را ويران ساختند ومردم را به پرستش الهه ها واصنام مجبور كردند.اگر چه هيچ نشانه اي از پرستش بت در اين منطقه موجود نمي باشد اما گويا  (الهه بل خداي آبها ) يكي از الهه هاي يوناني بوده كه مورد پرستش قرار مي گرفته است. وامروزه هنوز آثاري از آن باقي مانده ويكي از بزرگترين چمشه هاي آب معدني دنيا درهورامان به نام چشمه بل نمودي از اعتقاد به اين اين الهه دربين هوراميان است.

درقرن دوم واول قبل از ميلاد هورامان تحت سلطه حكومت ارمنستان بوده است كه از اسنادي كه درهورامان كشف شده ، مشخص گرديده كه درسال88 ق.م منطقه اورامانات تحت حكومت ارتاكسيس يا ارتاكسياس بوده است.

 چرم نبشته هاي هورامان

 در سال 1913 يكي از بزرگترين اخبار فرهنگي جهان كشف سه سند خيلي مهم (اجاره نامه) درمنطقه هورامان بودكه تاريخ وفرهنگ ناشناخته كرد را روشن مي سازد.درباره چگونگي كشف اين سه سند خيلي قديمي جمال رشيد مي نويسد: « شيخ امين شيخ علاالدين نقشبندي براي من تعريف كرد كه دكترسعيد خان كردستاني براي مداواي چشم عباسقلي سان(سلطان هورامان) به هورامان آمده بود .قبل از آمدن اين دكتر شيخ علاالدين به همراه مريدانش به ده پلنگان مي رود .درآنجا يكي از مريدانش راكه به ورگل مشهور بوده به كمك چند تن ديگر براي نقب غاري در آن حوالي به منظور دسترسي به آب مي فرستد. درحين كندن دروسط غار به جايي پر از شلتوك مي رسند درداخل شلتوك كوزه اي موميايي شده پيدا مي كنند كه بعد از شكستن آن متوجه مي شوندپر از ارزن بوده وسه قباله سند درداخل آن است. شيخ علاالدين اين سه قباله را به دكتر سعيد كردستاني مي دهد وايشان هم آن را به انگلستان برده بدست دكتر ادوارد براون مستشرق ومورخ معروف مي ساند.دكتر براون به كمك پرفسور منس متخصص خط وزبان يوناني پي به رمز اسناد مي برند.اين اسناد اجاره نامه هايي بوده كه يكي از آنها به زبان پهلوي وخط سرياني نوشته شده(88ق.م) . دونسخه ديگر با خط وزبان يوناني نگاشته شده اند ومضمون هردويكي است. اين دونسخه درزمان فرهاد چهارم از پادشاهان اشكاني نوشته شده اند.(22  و 21 ق.م) . اين قباله ها درواقع خريد وفروش تاكستان مي باشد .همچنين اين اسناد دلالت براين دارند كه درآن ايام منطقه هورامان تحت حكومت ارمنستان  بوده است. بنا به گفته آيت الله مردوخ مورخ كرد ، حكمران هورامان درآن عهد بهمن سوم از نسل هجدهم بهمن اول پسر اسفنديار بوده است.

زبان

 زبان هورامي درحقيقت همان زبان ماديست كه اصل وريشه آن زبان آرياني قديم يا «آنزان» مي باشد. آنزان پدر تمام زبانهاي مادي وهندي وپارسي وعيلامي است وتقريباً سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح آريانها به آن تكلم مي نموده اند كه به مرور شعبه شعبه شده وتغييرات كلي پيدا كرده است. چنانكه مي دانيم امروزه زبان فارسي رابطه خود را با فارسي قديم از دست داده ، جملات بيشماري اعم از عربي وتركي ومغولي داخل زبان فارسي رايج گرديده است.وبطور كلي شكل وافعال آن تغيير يافته بطوري كه نگاشتن به زبان فارسي ساده ( زباني كه در پرسپوليس استخر فارس نوشته شده) خيلي دشوار مي باشد. اما بالعكس زبان هورامي از قاعده مستثني است. هورامي زبانها كلمات زيادي از عربي داخل زبان خود نكرده اند وشكل وافعال خود را حتي المقدور حفظ نموده اند. در زبان هورامي افعال وقواعدي وجود دارد كه نسبت به ساير زبانها امتيازمحسوب مي شود. بطور مثال براي زن ومرد ويا بطور كلي براي نر وماده قواعدي متفاوت است كه درزبانهاي ديگر آرياني مانند فارسي وكردي وجود ندارد.

درزبان هورامي هزاران واژه از زبان پهلوي وپيش از آن مي توان يافت.درهورامان بهار را وه هار وتابستان را هامن يا هاوين مي گويند.بنابر اين مي توان گفت كه يك دسته از اقوام ايراني يعني هورامي ها با وجود تحمل سيلهاي بنيان كن حوادث ووقايع تاريخي وآتش هاي جانگداز تاخت وتازهاي اقوام مهاجم درنهايت دلاوري وپايداري بيش از ديگر اقوام ايراني درحفظ زبان نياكان خود وفادار وبرقرارمانده اند.

دين

عبادت وپرستش هرمزد درهورامان به مانندديگرولايات ايران رواج داشت.اما اين عبادت فقط مختص اشراف وبزرگان بود كه به آنها«پير» مي گفتند.كم كم پير ها هرمزد پرستي را به انواع خرافات وسحر وشعبده بازي وجادوگري آلودند واين روند تاقرن هفتم قبل ازميلاد ادامه داشت تااينكه درسال660 ق.م زردشت دوم كه يكي از هوشمندان كرد بود در حوالي درياچه اورميه برعليه اين مفاسد قيام كرده وبه اشاعه افكار خود وتحكيم آئين اهوراپرستي مي پردازد.بنا بر اين  مردم هورامان زردشتي بوده و اهورامزدا را خداي يكتا دانسته و پرستش كرده اند.

در قرن اخير يك پوست پاره درنواحي سليمانيه به خط پهلوي كه به زبان هورامي بسيارنزديك است بدست آمده كه درآن چند بيت شعر به صورت مرثيه نوشته شده است. اين اشعار براين دلالت دارد كه كردها وبالاخص هوراميها درآغاز اسلام آئين زردشتي داشته اند واهورامزدا را  پرستش نموده اند.دراين اشعار حمله اعراب را به خاك كردستان به تصوير مي كشد كه شهرها وروستاها را تانواحي شهرزور خراب وويران مي كنند.

متن اشعار:

هـرمــزگان رمــــان ئــــاتـران كـــــژان

ويشان شارده وه گه وره گه وره كان

 

زوركـــاري عاره بكــــــردنه خـــاپــوور

گنــــا ئي پاله هــــه تـا شـــاره زوور

 

شه ن وو كـه نيكان وه ديل بشينــا

ميـــــر ئازا تلـــي ژ روي هـــه وينــا

 

ره ويشت زه رده شت مانووه بيكه س

بـــزيـكا نيـكا هــرمزد وه هيـچ كه س

 

معني اشعار چنين است:

 

1-(هرمزگان) معابد ويران شدند ،آتش ها خاموش گشتند.بزرگ بزرگان خود را پنهان نمودند.(هرمزگان به معني معابد يا مساجد است ودرزبان هورامي به مسجد مزگي گفته مي شود .ومسجد معرب مزگد يا مزگت است  كه ازمزدگه آمده يعني هرمزدگه يا گد به معني گدا كه مقصود آن گداگاه هرمزد ومحتاجين به هرمزد است) . 2- عرب ستمكار دهات وشهرها را تاشهرزور خاپور وويران نمودند. 3- زنان ودختران را به اسيري گرفتند ودليران به خون خود غلطيدند. 4- روش وآئين زردشت بيكس ماند وهرمزد به هيچ كس رحم نكرد.

مردم هورامان به سه عنصر آب وخاك وآتش اعتقاد داشتند. مرده را نمي سوزاندند وآن را در خاك دفن نمي كردند ودر آب نمي انداختند تا مبادا سه عنصر مقدس  آتش وخاك وآب را آلوده كنند.بلكه مرده را به بالاي كوهي مي بردند تا پرندگان وحشي وكركسها ولاشخورها گوشت اورا بخورند وپس از از بين رفتن گوشت، استخوانها را دفن مي كردند. معمولاً كوه «دالاني »جايگاه خوبي براي اين كار بود. دالاني به معناي مكان دالها يا كركسهاست و در نزديكي دالاني محلي ديگر هست كه به آن «كله به ره ودالا » يا گذر گاه كركسها مي گويند وگمان مي رود اين مكان نيز محلي براي گذاشتن لاشه مردگان بوده است.

 آثار فراوان به جامانده حاكي از زردشتي بودن مردم هورامان است مردم هورامان به نور وروشنايي اعتقاد داشتند وآن را مقدس مي شمردند ومظهر قدرت اهورامزدا مي دانستند. در اكثر روستاهاي هورامان آثار بجا مانده از آتشكده ويا معبد زردشتي ديده مي شود. كوه آتشگاه در پاوه نمادي از تقيد مردم هورامان به آيين زردشتي وآتش پرستي بوده است. دركوه آتشگاه آتشكده اي قرار داشته كه حدود هزار سال آتش مقدس فروزان بوده كه با آمدن اسلام درهمان قرون اوليه اسلامي بوسيله مسلمان تخريب شده است. با اين حال هنوز بقاياي آتشكده موجود است.

يادداشتهاي دوران دانشجويي 1374

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید: